ذهنم مغشوش است ودلم گرفته است و از تماشاچی بودن دیگر خسته ام .
به محض این که به خانه بر می گردم وبا خودم تنها  می شوم ، یک مرتبه احساس می کنم که تمام روزم را به سر گردانی و گمشدگی در میان انبوهی از چیزهایی که از من نیست و باقی نمی ماند ، گذشته است....


من میگم خوبم ولی تو بار مکن